امروز ۲شنبه است و ۱۷ دی و واقعا زمستون شده . خیلی جاها برف اومده و هوا خیلی
خیلی سرد شده . دیشب شیراز کمی برف اومد ولی خوب نشست اما یزد حسابی برف
اومده که راه یزد شیراز و جاهای دیگه بسته شده . ایشالله که زودتر باز بشه که بتونه بیاد.
البته هر چی که خیره.
امروز و در واقع امشب ۵شنبه است. صبح بعد از کرکسیون که طرح که خیلی مسخره بود
و اعصابمون و بهم ریخت اومدیم خونه تا مریم کارهاشو بکنه که ساعت ۲ می خواست بره
یزد .
این استادهای معماری هم دیگه شورش و درآوردن. یه کار و می بینن چند تا عیب در میارن
وقتی درست می کنی میگن این چیه قبلیه که عالی بود !!! یا هیچی نمیگن و به کارت ادامه
میدی ٫ دفعه بعد که می بینن میگن این چیه تو اصلا کار نمی کنی !!!!!!! خوب آخه آدم
حسابی من دانشجو اگه بلد بودم که الان دانشجو نبودم ٫ وقتی هیچی نمیگی منم فکر
میکنم لابد کارم مشکل نداره که استاد هیچی نمی گه . تازه منت هم میذارن سر آدم که
نمره بهت زیاد دادیم اینم که دادیم به خاطر اخلاق خوبت بوده !!!!!!!! چی میشه گفت هیچی
خلاصه مریم ساعت ۱۵/۲ راه افتاد و یه چند دقیقه بعد هم مامان رسید . یه چند روزی
مامان هست مریم ایشاالله قراره ۲شنبه برگرده و ایشاالله که بهش خیلی خوش بگذره.
آن گاه که همه چیز به شکلی بازگشت نا پذیر وحشتناک می نماید ٫ آن گاه که همه چیز
ترسناک می نماید ٫ آن گاه که هم چیز عالی ٫ با شکوه و اعجاب انگیز می نماید ٫ در درونت
این کلمات را زمزمه کن :
به مسایل تنها به میزانی که لازم است بها ده و نه بیشتر از آن .
کلر رینر

سلام
دیشب شب یلدا بود و مثل سال قبل من و مریم تصمیم گرفتیم که کرسیمون به راه بیاندازیم
۵شنبه شب هم رفته بودیم خرید آجیل و سبزی . از ظهر دیروز شروع کردیم به تدارک دیدن
برای شب ٫ یعنی آماده کردن آش گوجه ٫ کوکو سبزی و دون کردن انار. حدود ساعت ۹ بود که
زیر کرسی نشستیم و شروع کردیم به خوردن انواع آجیل و انار و تفعلی هم به حافظ زدیم.
این آخرین شب یلدای من و مریم تو شیراز بودنمی دونم سال دیگه کجا خواهیم بود و آیا پیش
میاد که باز هم شب یلدا باهم باشیم یا نه ؟!!!!!!!!