سلام
امروز و در واقع امشب ۵شنبه است. صبح بعد از کرکسیون که طرح که خیلی مسخره بود
و اعصابمون و بهم ریخت اومدیم خونه تا مریم کارهاشو بکنه که ساعت ۲ می خواست بره
یزد .
این استادهای معماری هم دیگه شورش و درآوردن. یه کار و می بینن چند تا عیب در میارن
وقتی درست می کنی میگن این چیه قبلیه که عالی بود !!! یا هیچی نمیگن و به کارت ادامه
میدی ٫ دفعه بعد که می بینن میگن این چیه تو اصلا کار نمی کنی !!!!!!! خوب آخه آدم
حسابی من دانشجو اگه بلد بودم که الان دانشجو نبودم ٫ وقتی هیچی نمیگی منم فکر
میکنم لابد کارم مشکل نداره که استاد هیچی نمی گه . تازه منت هم میذارن سر آدم که
نمره بهت زیاد دادیم اینم که دادیم به خاطر اخلاق خوبت بوده !!!!!!!! چی میشه گفت هیچی
خلاصه مریم ساعت ۱۵/۲ راه افتاد و یه چند دقیقه بعد هم مامان رسید . یه چند روزی
مامان هست مریم ایشاالله قراره ۲شنبه برگرده و ایشاالله که بهش خیلی خوش بگذره.
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:33 توسط پردیس
|