تبليغاتX
خود خودم!
سلام

شاید این آخرین اپدیت امسال باشه شاید هم نه من نمیدونم . صبح داریم میریم یزد برای

تعطیلات. این هم آخرین شب امسال تو شیراز . مریم امشب آخرین خیابون گردی امسال

توشیراز بود . اگه دوباره اومدم که هیچ اگه نه ایشاالله همه سال خوبی داشته باشیم

و بهمون خوش بگذره .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:55  توسط پردیس  | 



                                       

سلام

خیلی روزها داره تند تند میگذره انگار همین دیروز بود که ما شیراز قبول شدیم  ( مریم فک

کن ...) ولی الان دوسال میشه ٫ که چندماهیش هم بیشتر نمونده و اینم مثل برق و باد

میاد و میره . خیلی حس بدیه وقتی می بینی که داری به آخر چیزی که دوست داری نزدیک

میشی ولی هیچ کاری نمی تونی بکنی . الآن ما هم همین حس و داریم . اینقدر این دو سال

و بخصوص ترم گذشته سریع گذشته که هنوز فکر می کنیم تازه اومدیم . اما خوبیه ما آدما

اینه که بالاخره با شرایط کنار میاییم اول ترس و نگرانیه که چی میشه و بعدش که اتفاق افتاد

میشه دلتنگی ٫ دلتنگ باهم بودن دلتنگ روزهای خوبی که با هم بودیم حتی بحثهایی که با

هم داشتیم و همه چیزهای دیگه . امیداورم که بتونیم حداقل قدر همین فرصت کم رو هم

بدونیم .

             « کاش میشد لحظه ها را پس گرفت »

              

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:27  توسط پردیس  | 



سلام

کم کم داره بوی عید میاد ٫ من و مریم هم از دیروز افتادیم به جون خونه که تر تمیزش کنیم . بالاخره

امروز بیشترش تموم شد. الان هم میخوایم بریم میلک شیک درست کنیم بخوریم و بعدش بریم کلاس

زبان . پس فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:54  توسط پردیس  | 



Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo