نمی دونم چرا بعضی از ما آدما درک نمی کنیم که روابطی که با هم داریم در چه حد است . بعضی ها توقع دارن اونجور که با صمیمی ترین دوستت رفتار می کنی با اونها همونجور باشی . نمی دونم چرا نمی فهمن که اگه دوست داشته باشی که یه کاری انجام بدی انجام میدی ٫ اگه دوست داشته باشی که با هم باشین بهشون میگی . چرا نمی فهمن وقتی که نمیگی دلیل بر تعارف کردن نیست لابد دوست نداری که این کار رو انجام بدی . کاش محبتها زورکی نبود کاش درک کنن که طرفت تو چه شرایطی است و چی دوست داره اونوقت که بزرگترین محبت رو در حقت کردن .
دوست .....
کسی که نگران هر کار توست .
"در پریشان حالی و درماندگی " او را صدا می زنی ٫ کسی که هر کار تو را می فهمد و درک می کند .
کسی که حقیقت وجود تو را بازگو می کند .
کسی که در همه حال می داند تو را چه می شود .
کسی که با تو رقابت نمی کند .
کسی که بی ریا از کامیابی تو خرسند می شود .
کسی که به هنگام ناکامی ٫ نهال امید در دلت می کارد .
کسه که ادامه وجود توست و بی او
هرگز کامل نخواهی شد .
سوزان پولیس شوتز

دوست آن است که می توانی هر چه در دل داری در حضور او نثار کنی ٫
کاه و گندم هر دو را
چون می دانی که مهربانترین دست ها هر دو را در مشت می گیرند و جدا می کنند .
آنچه که خوب است می ماند
و با دمی آکنده از مهربانی ٫ کاه و خاشاک بر باد می دهد .
