رابطه ها مثل خیابونا هستن یک طرفه یا دو طرفه . اما گاهی مثل خیابونای ایران میشن که علامت دو طرفه دارن ولی به یه دلیلی یک طرف خیابون رو بستن و باید یک طرفه بری . گاهی ما به زبون نشون می دیم که دوطرفه اس مثل تابلو ولی در عمل حالا خواسته یا ناخواسته نمی دونم ٫ یک طرفه نشون می دیم . دقیقا مثل کوچه ای که تابلوش میگه این دوطرفه اس و تو هم عادت کردی که دو طرفه باشه میری ولی یهو می بینی که بستنش !!!!!

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  توسط پردیس
|
چند وقتیه که خیلی دلم تنگه ٫ تنگه روزهایی که مثل برق و باد گذشته . اینقدر تند گذشته که احساس می کنی هنوز هست ولی چون نیست بیشتر دلت تنگ میشه . بچه که بودم با خودم می گفتم وقتی بزرگ بشم یه ساعتی اختراع می کنم که هروقت خواستم تغییرش بدم و ساعت همه جا هم تغییر کنه !!! حالا هم میگم کاش می شد ما آدما هر وقت که خواستیم برگردیم به زمانی که دوست داریم فقط برای اینکه یه بار دیگه تجربه اش کنیم و دوباره برگردیم به زمان خودمون !!!! ولی اینا همش حرفه . گاهی وقتها فکر می کنم کاش احساس نبود ولی خوب بدون احساس هم زندگی معنی نداره . اینو می دونم که خوبیه ما آدما اینه که می تونیم با شرایط کنار بیایم ولی گاهی کمی سخت تر به نظر می رسه حداقل تا موقعی که اتفاق بیفته .

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387  توسط پردیس
|
